زندگينامه مذهبي و سياسي آيت‌الله طالقاني

 

سيد محمود علايي طالقاني در سال 1326ﻫ . ق «اسفند1289ﻫ . ش» در روستاي گليرد طالقان ديده به جهان گشود. سيد محمود در پنج سالگي وارد مكتبخانه شد و در نزد ملا سيد تقي اورازاني قرآن را فرا گرفت. در سال دوم خواندن موش و گربه عبيد زاكاني را نزد شيخ كربلايي وركشي شروع كرد. 4 سپس مقدمات را در تهران در نزد پدر خواند و در ده سالگي راهي قم شد. در قم ابتدا به مدرسه رضويه رفت، بعد از آن وارد مدرسه فيضيه شد. 5 در آنجا درس لمعه مخصوصاً باب صلواﺓ را نزد آقاي مرعشي، مطول را نزد مرحوم اديب تهراني خواند و مدتي هم از جلسه درس مرحوم سيد محمد حجت استفاده ميكرد. علاوه بر ايشان، با مرحوم شيخ تقي اشراقي و مرحوم ميرزا خليل كمرهاي، كه به قول طلاب آن روز روشنفكر بودند، نيز معاشرت داشته 6 سپس به نجف رفته و در آنجا از درس خارج آيتالله اصفهاني و حاج شيخ محمدحسين غروي و آقا ضياءالدين عراقي استفاده كرده و از آقاي اصفهاني اجازه اجتهاد گرفته و بعد از مدتي به ايران بازگشته است. بعد از بازگشت، از مرحوم آيتالله حائري نيز به اخذ اجازه اجتهاد نائل شد و از آقاي مرعشي و قمي اجازه حديث گرفت و بعد از رحلت آيتالله حائري به تهران آمد (1318). 7 طالقاني در هنگام تحصيل كه علوم حوزوي را نزد اساتيد حوزه ميگذراند شاهد دو نوع رفتار سياسي از روحانيان عالي رتبه آن زمان بود. از يك سو ملاحظه ميكرد كه استاد خود يعني شيخ عبدالكريم حائري يزدي در برابر استبداد زمان خويش، يعني حكومت رضاخان، سكوت كرده و وظيفهاش را جز حفظ و گسترش حوزه علميه نوپاي آن زمان چيز ديگري نميداند و از سوي ديگر مشاهده ميكند روحانياني مانند شيخ محمد خياباني، نورالله اصفهاني، آقا محمدتقي بافقي، و سيد حسن مدرس به مبارزه با عنصر استبداد و طاغوت در جامعه ميپردازند. با دقت در رفتار اين دو گروه، راه گروه دوم را بر ميگزيند. وي در سالهاي 1318- 1317ﻫ . ش به تهران بازمي‌گردد و پس از بازگشت به تهران، از آنجا كه آيتالله ميرزا خليل كمرهاي از اساتيد فلسفه و حكمت ايشان از قم به تهران منتقل شده بود، به حلقه درس ايشان ميپيوندد و دروس قم را در تهران نزد ايشان ادامه ميدهد. وي از همان آغاز ورود به تهران با نوشتن مقاله و سخنراني موجب جذب جوانان ميشود. خود وي دليل آمدنش به تهران را براي تثبيت عقايد ايماني جوانان ميداند. 8 سيد محمود در كودكي و جواني شاهد مبارزات پدر و شهيد آيتالله مدرس و ديگر علماي بيدار با رضاخان بوده است. و با اين مشاهدات و تجربيات و مطالعات در اجتماع چاره درد را بازگشت به قرآن و نهجالبلاغه ميبيند و خود در اين راه پيشقدم ميگردد و براي جوانان جلسات تفسير قرآن برپا ميكند. قرائت جديدي از قرآن ارائه ميدهد و آن را از سر طاقچهها به صحنه اجتماع ميآورد؛ چون، به باور او، قرآن براي تفكر و تدّبر و عمل است، نه براي صرف خواندن و تيمّن و تبرّك جستن. ايشان در اين باره ميگويند:

              اين كتاب هدايت كه چون نيم قرن اول اسلام بايد بر همة شئون نفساني و اخلاقي و قضاوت و حكومت حاكم باشد يكسره از زندگي بركنار شده و در هيچ شأني دخالت ندارد. دنياي اسلام، كه با رهبري اين كتاب روزي پيشرو و رهبر بود، امروز دنبالهرو شده. كتابي كه سند دين و حاكم بر همة امور بوده مانند آثار عتيقه و كتاب ورد تنها جنبه تقدس و تبرك يافته و از سرحد زندگي و حيات عمومي بركنار شده و در سر حد عالم اموات و تشريفات آمرزش قرار گرفته و آهنگ آن اعلام مرگ است... 9

 

 
دكتر صاحبالزماني در مورد وي چنين ميگويد: «آيتالله طالقاني را ميتوان كاشف جديد قرآن به عنوان يك منبع الهام سياسي در تاريخ معاصر ايران ناميد.» 10
 
مرحوم طالقاني بعد از سقوط رضاخان در شهريور 1320 «كانون اسلام» را براي نشر معارف قرآن و سنت تأسيس ميكند. در خاطرات بازرگان در اين باره آمده است:
              فعاليت منظم من در زمينههاي اجتماعي و مذهبي، در سال 1321 در كانون اسلام آغاز شد و در آنجا بود كه براي اولين بار با آقاي طالقاني آشنايي و ارادت پيدا كرده، يك همكاري صميانه مداوم پيدا كرديم. حضرت آقاي طالقاني با شيوه روشن و اصيل و مؤثري تفسير قرآن ميگفتند و دائماً عدهاي از دانشجويان و جوانان و اينجانب از محضرشان بهرهمند ميشديم.
 

كانون اسلام محل معارضه و برخورد افكار اشخاص بود: از افسر ارشد ارتش، مهندس، و صاحبمنصب عاليرتبه وزارت پست و تلگراف گرفته تا دانشيار و آموزگار و دانشجو دانشآموز و كاسب دكاندار. 11

 

 

پس از واقعه آذربايجان در سال 1325 طالقاني از طرف انجمن تبليغات اسلامي، اتحاديه مسلمين و جامعه روحانيت آن زمان، جهت بررسي حوادث آذربايجان، راهي آن ديار گرديد. وي حدود ده شبانهروز در زنجان و آذربايجان به تحقيق و تفحص درباره مسئله دموكراتها و حمله ارتش به آن مناطق ميپردازد و پس از آن گزارشي مفصل از حوادث و وقايع ارائه ميدهد. 12

 

 
وي سلسه سخنرانيهايي نيز در جهت ارشاد مردم به اسلام و قرآن ترتيب ميدهد و مجلهاي به نام دانشآموز از طرف كانون اسلام منتشر ميشود. در همين سالهاست كه آيتالله طالقاني، پس از تأسيس انجمن اسلامي دانشجويان (كه ظاهراً نخستين تشكل اسلامي در تاريخ دانشگاههاي ايران است) در دانشگاه تهران، انجمن اسلامي مهندسين، و تشكيل فدائيان اسلام به وسيله شهيد سيد مجتبي نواب صفوي، از سخنرانان و فعالان و همكاران صديق و وفادار آنان مي‌گردد و تا آخر عمر در اين مسير به حركت نوين اسلامي خود ادامه ميدهد. انجمن ماهانه ديني مركز ديگري بود كه طالقاني در آنجا با جوانان ارتباط داشت. از سال 1339 تا 1341 فعال بود و در هر ماه يك سخنراني علمي و روشنگرانه در آنجا ايراد ميكرد. اين انجمن روحانيون روشنفكر آن دوره بودند و در سخنرانيها بر موضوعات مابه الابتلا و كاربردي انگشت مينهادند. استاد مطهري و دكتر محمدابراهيم آيتي از اركان اين انجمن بودند و حاج احمدعلي بابايي از ادارهكنندگان آن بود. استاد مطهري درباره جلسات انجمن ماهانه ديني ميگويد:

              اين جلسات هرچند نتوانست به حيات خود ادامه دهد اما منشأ خيرات و بركات معنوي فراواني شد و موجب يك سلسله اصلاحات و جنبشهايي، در سطحي وسيعتر و گستردهتر، در كار مسائل تبليغي و ارشادي اسلامي گرديد. 13

 

 

طالقاني در پي آن بود كه ديوار ميان روحانيان و دانشگاهيان را از ميان بردارد و دو قشر را به هم نزديك و در سرنوشت يكديگر شريك كند. به گفته دكتر صاحبالزماني آيتالله طالقاني همواره از بيخبري عميق حاكم ميان دانشگاه و روحانيت از احوال يكديگر رنج ميبرد. براي نمونه، متعجب و متأسف بود كه چگونه دانشجويان دانشگاه تهران همواره به خاطر شهادت سه تن از دوستان خود در 16 آذر 1332 هر سال در ماه آذر و حتي ماههاي قبل و بعد از آن در دانشگاه دست به اعتصاب و تظاهر ميزنند؛ ليكن از شهادت و ضرب و شكنجه طلاب مدرسه فيضيه قم كه خرداد 1342 اتفاق افتاد كوچكترين اطلاعي ندارند و حتي يكبار هم چند دقيقه اعلام سكوت نكردند. 14

 

 
به گفته دكتر كاتوزيان:

              آيتالله طالقاني ... حق بزرگي به گردن ما دانشگاهيان دارد؛ براي اينكه از نخستين كساني بود كه ميخواست بين دانشگاه و روحانيت پلي ايجاد كند و اين دو مركز علمي را به هم مربوط سازد، ارتباطي در سطح برابر، نه در سطح ولايت كه يكي پيشرو باشد و يكي مقلد. 15

 

 

پس از كودتاي 28 مرداد1332، محل فعاليتها و سخنرانيهاي انجمن اسلامي دانشجويان تهران، در مسجد هدايت بود. همچنين انجمن اسلامي دانشجويان تهران در سال 1332 سخنرانيهاي افشاگرانه خود را در مخالفت با انقلاب سفيد شاه در مسجد هدايت برگزار مي‌کرد. از اينرو مطهري مسجد هدايت را «دالان دانشگاه» ميخواند و باهنر آن را «اولين مركز هدايت جوانان و روشنفكران» مي‌د‌انست و چمران آن را «كشتي نجات» ميشمرد و هاشمي آن را «پايگاه بسيار مهمي براي مبارز و مبارزين» ميخواند. 16

 

 

و نيز به نقل از دكتر شريعتي گفتهاند: «هر وقت از مشهد به تهران ميآمدم، پيرمرد تنها پناهگاه و مايه اميد ما بود كه در گوشه مسجد هدايت، چون مرغ حق، ميناليد.» همچنين به نقل از او گفتهاند: «در سالهاي خفقان و ظلماني پس از كودتاي 28 مرداد 1332، تنها طالقاني و مسجد هدايت، چون منارهاي در كوير، قامت فرياد بود.» 17

 

 
طالقاني در محرم 1382 (1341ش )، يك سخنراني تحت عنوان «جهاد و شهادت» در انجمن اسلامي مهندسين ايراد كرد و در آن از روابط بهائيت و اسرائيل پرده برداشت و گفت:

              امروز صهيونيسم پوست دوم استعمار است، اسرائيل هم يك قيافه ديگري در كشور ما گرفته و به صورت بهائيت در آمده است و در تمام وزارتخانهها و اركان اين دولت نفوذ دارد. 18

 

 
همزمان با اين امور، او همچنين در مدرسه سپهسالار نيز به تدريس مشغول بود.
 
طالقاني و نهضت ملي

نهضت ملي ايران متشكل از دو طيف و گروه عمده سياسي بود، طيفي كه به مليگراها مشهور بودند. گروه ديگر مذهبيها بودند كه خود اين گروه به دو دسته راديكال و ميانهرو تقسيم ميشد؛ اين سه گروه فعال، در آغاز نهضت، براي مبارزه با استبداد و استعمار وحدت رويه داشتند؛ ولي، در نهايت، گرفتار اختلاف و تفرقه گرديدند. عملكرد عمده طالقاني، علاوه بر حمايت از نهضت ملي، تلاش جهت ايجاد تفاهم و همدلي ميان جناحهاي مختلف نهضت بود؛ ولي اين حمايت به گونهاي نبود كه وي خود را زير چتر حمايتي رهبران نهضت قرار دهد. روحية آزادمنشي و آزاديخواهانة وي، او را بر آن ميداشت كه همواره در راه استقلال و آزادي ملت ايران در مخالفت با استبداد و ديكتاتوري تلاش كند و اگر نهضتي شكل ميگرفت از آن حمايت كند. از جمله فعاليتهاي سياسي طالقاني در زمان نهضت و دولت ملي مصدق، نامزدي وي در دوره هفدهم مجلس شوراي ملي است. او از طرف اهالي مازندران به عنوان يكي از نامزدهاي آن استان معرفي ميگردد. به دليل هم مرز بودن اين مناطق با شوروي، نفود انديشههاي ماركسيستي به سادگي صورت ميگرفت. از سوي ديگر نيز، رژيم شاه مي‌خواست از منطقه شمال، نمايندگان مقبول دربار به مجلس راه يابند. طالقاني با نامزدي خود ميخواست از يك طرف مانع گسترش حزب توده در آن منطقه گردد و از طرف ديگر مايل بود كه نيروهايي كه آرمانهاي ديني و ملي دارند و خواستار مبارزه با استبداد هستند به مجلس راه يابند؛ ولي به علت درگيري بين طرفداران حزب توده و فئودالهاي منطقه، كه مورد حمايت دربار بودند، دولت ملي مصدق انتخابات اين مناطق را لغو ميكند؛ در نتيجه، وي از راهيابي به مجلس بازميماند. 19

 

 
طالقاني پس از كودتاي 28 مرداد1332، مسجد هدايت را به يكي از كانونهاي مقاومت و مبارزه با استبداد تبديل كرد. در كنار فعاليتهاي فرهنگي و نشر فرهنگ و اصول راستين اسلامي، فعاليت و مبارزات خود با استبداد را سامان ميدهد. و همراه با آيتالله زنجاني به نهضت مقاومت ملي ميپيوندد. وي نحوه شكلگيري نهضت مقاومت ملي پس از كودتا را چنين شرح مي‌دهد:
              پس از شكست دولت مصدق، نهضت مقاومت ملي تشكيل شد. براي آنكه چراغ مبارزه خاموش نشود عدهاي از فرزانگان، شخصيتهاي ملي و ديني رهبري را بر عهده گرفتند. اين نهضت ادامه پيدا كرد.
 
وي پس از كودتاي 28 مرداد فدائيان اسلام را پناه داد. او، علاوه بر پناه دادن آنان در تهران، آنها را به طالقان و ديگر شهرهاي ايران مي‌فرستاد تا از گزند جوخة اعدام رژيم در امان باشند. وي به سبب پناه دادن فدائيان اسلام دستگير و به طور موقت روانه بازداشتگاه ميشود.
 
مرحوم طالقاني، وقتي همراه با همفكران خود يعني مهندس بازرگان و دكتر يدالله سحابي، ديدند كه جبهه ملي خواست آنان را، كه يك مبارزه اصولي و راديكال با شاه و حكومت دستنشانده آمريكا و انگليس بود برآورده نميسازد، نهضت آزادي ايران را در ارديبهشت 1340 تأسيس كردند، سازماني با آرماني اسلامي براي مبارزه ملي ريشهاي با استعمار و استبداد .
 
آيتالله طالقاني دو هفته بعد از اعلام موجوديت نهضت آزادي بيانهاي بدين مضمون منتشر ميكند:

              به ياري خداوند قهار و توانا ــ برادران و هموطنان عزيز، شما به چشم خويشتن وضع نكبتبار اين سرزمين تاريخي و اين كشور اسلامي را مينگريد و ميبينيد كه در اثر سلطه غارتگران چگونه فقر مادي گريبانگير اكثر مردم گشته، بدبيني و بدانديشي و پراكندگي چگونه بر سراسر اين مملكت سايه گسترده. كساني كه براي شنيدن هر نداي حقي، «كر» و براي ديدن پرتو هر حقيقتي «كور» هستند نه به خود رحم ميكنند و نه به مردم، تا جايي كه مملكت را در معرض طوفان حوادث و بر لب پرتگاه مخوفي قرار دادند. چاره چيست؟ چگونه ميتوان تا سقوط قطعي حيات معنوي و مادي كشور سكوت اختيار نمود يا فقط به بهانة لااباليگري و سرباز زدن از هر مسئوليتي در انتظار فرج غيبي نشست؟ بايد مرداني كه محيط، آلوده و زبونشان نساخته و غيرت و احساس مسئوليت در آنان نمرده دور هم گرد آيند. راه صحيح و اصيل مبارزه بر عليه فساد و مفسدين جامعه ايراني را مشخص نمايند. با متانت، مآلانديشي و با خلوص نيت و قلب، براي رضاي خدا و مردم قدمهاي قطعيتر و محكمتري بردارند تا راه آزادي و آزادمنشي را براي ملت ايران بگشايند. بحمدالله، جمعي كه طي سالهاي سخت ثبات قدم و پاكي نيت خود را ابراز داشته و در برابر تهديد و محروميت و زجر و زندان خود را نباخته و در تعقيب هدفهاي ملي براي نجات مملكت كوشيدهاند، در اين هنگام خطير به تشكيل نهضت آزادي ايران قيام نمودهاند. اينجانب، اگرچه از كوتاهي به انجام وظيفه خود نزد خدا و اولياء اسلام و نياكان بزرگوارم شرمسارم، ولي پيوسته در صف مبارزه با فساد و مفسدين باقي مانده و به اين سبب دعوت همكاري با بنيانگذاران نهضت آزادي را پذيرفتم. 20

 

 
انقلاب سفيد
آيتالله طالقاني در دوم بهمن1341 ضمن بيان ديدگاهش در مخالفت با فئوداليسم و اينكه به داشتن گرايشهاي سوسياليستي مشهور است و با اصلاحات واقعي مخالف نيست، اعلام داشت كه با اين رفراندوم مخالف است.
 

              با اين رفراندوم، كه نقشه جديد استعمار است، صد در صد مخالفت ميكنيم. طبقة روشنفكر با اين جريانات خلاف قانون موافق نيستند. در مملكتي كه نه آزادي قلم و نه آزادي مطبوعات وجود داشته و قانون اساسي را زير پا گذاشتهاند، چه رفراندومي؟ شما در هر چاپخانهاي كه برويد چند مأمور سازمان امنيت ميبينيد كه در آنجا ايستادهاند و از طبع نشريههاي جبهه ملي جلوگيري ميكنند. هيئت حاكمة دروغگو و فاسد ما تبليغات را در اختيار دارد، روزنامة فرمايشي و دستوري زير نظر اوست و هرچه دلش خواست مينويسد و ميگويد... رفراندوم بايستي در محيط آزادي صورت گيرد تا مردم بتوانند عقايد باطني خود را آزادانه اعلام كنند و رأي دهند... الغاء ارباب ـ رعيتي كه رفراندوم لازم ندارد... ما اگر واقعاً اصلاحات، به مفهوم واقعي، صورت گيرد با آن موافقيم، ولي نه با اين خيمه شببازيها. 21

 

 
در سوم بهمن 1341، طالقاني و مهندس بازرگان و سپس دكتر سحابي دستگير و زنداني شدند. چندي بعد نيز اعضاي ديگري از نهضت آزادي دستگير و به آنها ملحق شدند. هدف از دستگيري اين عدّه و نيز اعضاي جبهه ملي و عدهاي از روحانيون اين بود كه در هنگام رفراندوم، مخالفان در صحنه نباشند.
 
 

شركت در كنفرانسهاي اسلامي

سيد محمود طالقاني تنها آزادي و استقلال ايران هدفش نبود و هرگز ساير نقاط جهان اسلام را از ياد نميبرد. از سال 1327 كه وعده بالفور براي ايجاد سرزميني يهودينشين در سرزمين فلسطين تحقق مييابد. سيد براي شناساندن صهيونيستها به مردم مسلمان ايران، شناساندن حق مردم مسلمان فلسطين به همگان و نشان دادن علت اين بدبختيها، كه همان تفرقه در ميان امت اسلام است، به نوشتن و گفتن و اعلاميه دادن و تبليغ و مسافرت كردن اقدام ميكند.

 
طالقاني در مبارزه با صهيونيستها، كه از سال 1339 به بعد با شاه همسو بودند، تا آنجا پيش ميرود كه در تشكيل پرونده او در سال 1341 و دادگاههاي سالهاي 1342 به بعد دست كارشناسان صهيونيستي ساواك شاه به روشني ديده مي‌شود.
 
از جمله فعاليتهاي سيّد شركت در كنفرانسهاي اسلامي است. در سال 1331 در كنفرانس شعوبالمسلمين در كراچي، در 27 رجب 1379 (1338ﻫ . ش) در كنفرانس اسلامي قدس و در 27 رجب 1381 (دي 1340ش) نيز در كنفرانس اسلامي قاهره شركت نمود و اين حقيقت را اعلام كرد كه حساب ملت از دولتهاي دستنشانده جداست. و در كشورهاي اسلامي آن روز مثل مصر و سوريه و... اين واقعيت را روشن ساخت كه تشيع همان اسلام راستين است.
 
آيتالله بروجردي، مرجع تقليد زمان، با همكاري و همفكري علماي الازهر مصر به خصوص شيخ محمود شلتوت، براي ايجاد محيط اسلامي در زمينههاي اختلاف آراء علمي و فقهي به تأسيس «دارالتقريب بينالمذاهب الاسلاميه» اقدام كرد كه شعبهاي در قم داشت و شعبهاي هم در قاهره، و آقاي شيخ محمدتقي قمي سردبير اين جمعيت در قاهره بود. آيتالله طالقاني در كنفرانسهاي اسلامي تشكيل شده در قدس و قاهره و كراچي شركت جست. و كتاب تحليلي امام علي بن ابي طالب را كه يك برادر باانصاف از اهل سنت تأليف كرده بود ترجمه كرد و در مقدمه آن كتاب نوشت:
              راه تقريب، كه جمعي از علماي بيدار و مجاهد پيش گرفتهاند، همين است كه با نور تفكر، محيط ارتباط اسلامي را روشن سازند و با نوك قلم باقيمانده ابرهاي تاريك از افق فكري مسلمانان را زائل گردانند تا وحدت واقعي پايه گيرد، نه اتحاد صوري و قراردادي.
 
تبيين بُعد اقتصادي اسلام با نوشتن كتاب اسلام و مالكيت
پس از كودتاي آمريكايي 28مرداد ماه 1332، دانشمندان مسلمان دست امپرياليسم غرب و ماركسيسم شرق هر دو را در اين كودتا و در همه توطئههاي ضد اسلامي مشاهده كردند؛ و براي خنثي كردن اين توطئهها در ابعاد فرهنگي، سياسي و اقتصادي دست به اقدام زدند. از جمله اقدامات ديگر آيتالله طالقاني معرفي مكتب اسلام از بعد اقتصادي با نوشتن كتاب اسلام و مالكيت در سال 1332 بود كه در ضمن نشان دادن كمبودها و زيانها و نارسائيهاي اقتصادي ماركسيسم و سرمايه‌داري، راهحلهاي جهاني و جاويدان اسلام در تمام زمينههاي مالكيت و اقتصاد را به خوبي ارائه دادند. در زمينه سياست و مبارزه با استبداد و حكومت مطلقه كتاب باارزش تنبيهالامـهًْ و تنزيهالملــهًْ نوشته علامه شيخ محمدحسين نائيني را با عنوان حكومت از نظر اسلام با مقدمه و پاورقيهاي توضيحي منتشر كرد.
 
پس از شكست رژيم در مسئلة اصلاحات ارضي، دولت در بهمن ماه1341، لوايح ششگانهاي به رفراندوم ميگذارد كه بعدها به «انقلاب سفيد» مشهور شد. در اين زمان رژيم دستور بازداشت طالقاني را در سوم بهمن1341 يعني چهار روز پيش از برگزاري رفراندوم صادر ميكند.
 
طالقاني پس از اين دستگيري مدت چهار ماه و هشت روز در زندان به سر ميبرد و، سرانجام، در اول محرم 1342 از زندان آزاد ميشود. وي پس از آزادي، دوباره مسجد هدايت و منابرسخنراني را مركز مبارزه با رژيم استبداد قرار ميدهد. پس از دستگيري امام خميني در شب 15خرداد (شب يازدهم محرم)، طالقاني به اتفاق ديگر دوستان اعضاي نهضت آزادي ايران، اعلاميهاي با عنوان «ديكتاتور خون ميريزد» منتشر ميكند كه در آن به بازداشت غيرقانوني امام خميني(س) و حبس ديگر علما اعتراض مينمايد با تأكيد اين نكته كه هر كس در اين وضعيت دست از مقاومت بردارد، به اسلام، قرآن و آزادي خيانت كرده است.
 
در اين ايام طالقاني به اتفاق همفكرانش اعلاميهاي صادر ميكند كه در آن به سياستهاي داخلي رژيم شاه انتقاد شده و در نگاه بينالمللي به مسئله استعمار و استثمار پرداخته و به مسلمانان و كشورهاي اسلامي در مورد نفوذ صهيونيسم و دولت اسرائيل در آن كشورها هشدار داده است. در همين ايام طالقاني، با اشاره به خطبههاي سيدالشهداء درباره سلطان جائر و هشدار به افسران و سربازان، از آنان ميخواهد دست از حمايت رژيم بردارند. او، پس از چند بار تغيير دادن مخفيگاههاي خود، در ده لواسان مخفي ميشود، از دور امور را كنترل ميكند و اطلاعيههايي عليه نظام صادر ميكرد. سرانجام وي را دستگير و روانه زندان قصر مينمايند دادگاه پس از شنيدن آخرين دفاعيات متهم وي را به ده سال زندان محكوم ميكند. طالقاني در زندان به تدوين اولين جزء تفسير پرتوي از قرآن ميپردازد.
 
در بيانات امام درباره حكم دادگاه آيتالله طالقاني در فروردين ماه 1343 آمده است:
              از زنداني بودن آقاي طالقاني و مهندس بازرگان افسرده نباشيد. تا اين چيزها نباشد كارها درست نميشود. تا زندان رفتنها نباشد پيروزي به دست نميآيد. هدف، بزرگتر از آزاد شدن عدهاي از زندان است. هدف اسلام است، طرد عمال اسرائيل است، اتحاد با كشورهاي اسلامي است. 22
 
پس از پايان محاكمه آنها امام طي اعلاميهاي فرمودند:
              من خوف داشتم اگر در موضوع بيدادگري نسبت به حجتالاسلام طالقاني و جناب مهندس بازرگان و ساير دوستان كلمهاي بنويسم موجب تشديد امر آنها بشود و ده سال زندان به پانزده سال تبديل گردد. 23
 
بالاخره وي در نهم آبان 1346 از زندان آزاد ميشود و به فعاليت خود در مسجد هدايت ادامه ميدهد. در اين زمان امام خميني، رهبر نهضت اسلامي، در نجف اشرف به صورت تبعيد به سر ميبرد.
 
مجاهدين خلق ايران
سازمان مجاهدين خلق ايران يك گروه سياسي ـ نظامي بود كه در سال1344 به توسط سه تن از جوانان مسلمان به نامهاي محمد حنيفنژاد، بديعزادگان، و سعيد محسن پايهگذاري شده آنها از همراهان دائمي طالقاني در سخنرانيهاي او درباره اسلام، قرآن، و مبارزه با استبداد بودند؛ و طالقاني را به عنوان مهمترين روحاني حاميِِ خود ميدانستند ميتوان گفت طالقاني از آغاز زندگي و مبارزات سياسي خود خواستار مبارزه با استبداد در چارچوب قانون اساسي مشروطه بود؛ ولي از آغاز دهة 1340 به بعد، از اصلاح حكومت شاه نااميد شد، روحية انقلابي يافت، در سال 1357 خواستار خلع شاه شد و دولتهاي منسوب به رژيم شاه را غيرقانوني خواند.
 
سال 1350 اولين ضربه به سازمان مجاهدين خلق وارد ميشود. ساواك با نفوذ به درون اين سازمان، خانههاي تيمي مجاهدين را شناسايي كرده بسياري از آنها را دستگيري ميكند در اين زمان ساواك مراقبت ويژهاي از طالقاني به عمل ميآورد و نظام حاكم، بعد از ماه رمضان 1350، وي را براي مدت ده سال به زابل تبعيد ميكند كه موجب اعتراض افكار عمومي ميشود. آيتالله آشتياني، يكي از مراجع تهران، طي نامهاي به تبعيد ايشان اعتراض ميكند و رژيم، با در نظر گرفتن مصالح خاصي، زمان حكم صادرة دهساله را تقليل داده محل اقامت اجباري وي را از زابل به بافق كرمان تغيير مي‌دهد. آيتالله طالقاني پس از يك سال اقامت در بافق به تهران بازميگردد. در حقيقت، اقامت اجباري وي يك سال و نيم بوده كه شش ماه از آن را در زابل و يك سال آن را در بافق كرمان گذراند. 24
 
در سال 1354 تحولاتي در سازمان مجاهدين خلق پديد ميآيد؛ وحيد افراخته و محسن خاموشي دستگير ميشوند. پس از اعترافات وحيد افراخته، كه در راديو و تلويزيون پخش ميشود، طالقاني دستگير ميشود.
 
طالقاني پس از اوجگيري انقلاب اسلامي در آبان ماه 1357 از زندان آزاد شد. به مناسبت آزادي آيتالله طالقاني حضرت آيت‌الله خميني (س)، ضمن پيامي كه از پاريس ارسال داشتند، خاطرنشان ساختند:
              اين مسئله امر طبيعي است كه شخصيتهايي مثل جنابعالي كه عمر گرانمايه خود را در راه آزادي و استقلال كشور و مخالفت بيامان با دستگاه جبار و غارتگر بينالمللي صرف نمودهاند در حبس و شكنجه به سر برند و از آزادي محروم باشند.
 
هنگامي كه بختيار دولت تشكيل داد، طالقاني آن را به رسميت نشناخت و اعلام داشت كه اين دولت مغاير با قوانين اسلامي و خواست ملت است. طالقاني پس از آزاد شدن از آخرين زندان (آبان1357) تصميم داشت به علت كهولت سن و ضعف قواي جسمي و روحي مدتي به استراحت بپردازد؛ اما با دريافت پيام اميدبخش امام خميني از پاريس و توصيه امام مبني بر حمايت و هدايت انقلابيون، و نيز انتظارات عامه مردم، به ويژه روحانيون، روشنفكران، دانشجويان و سازمانها و گروههاي مبارز سرّي، كه عموماً او را ميشناختند و به انتظارش بودند، اين تصميم خود را تغيير داد و براي اينكه رژيم در حال زوال، اين غيبت ايشان را در صحنه انقلاب دستاويزي قرار ندهد با همان حال به جمع مردم انقلابي پيوست و فرمود:
              من فكر كردم كه چرا رژيم ما را آزاد كرد و حال آنكه آزادي ما مبارزه را تشديد خواهد كرد و با بررسي اوضاع و احوال انقلاب، به اين نتيجه رسيدم كه عوامل دربار و ساواك ميخواهند من را در برابر رهبري امام علم نموده و به قطبي در برابر ايشان تبديل كنند. 25
 
بعد از سپري شدن روزهاي اول پس از آزادي و ديدارهاي روزانه طالقاني با مردم، گروهها و سياستمداران، عدهاي از دوستان به آقاي علي بابايي پيشنهاد ميكنند، حال كه مبارزه به اينجا رسيده، در اين موقعيت بهتر است محل يا ستادي براي ارتباط مردم با ايشان تشكيل شود و در پي موافقت ايشان، مناسبترين محل را براي چنين امري منزل خود ايشان تشخيص ميدهند.
 
يكي از معروفترين مفسرين رسانههاي جهاني امريكا در تفسيري كوتاه آيتالله طالقاني را «قوه محركه انقلاب اسلامي» مينامد، و در تحليل ديگري چنين آمده: «اين سعه صدر و ايمان انقلابي آيتالله طالقاني بود كه با تكيه و تأكيد رهبري واحد، انقلاب را تسريع و توان بخشيد». 26
 


نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:








تاریخ: دو شنبه 29 خرداد 1391برچسب:,
ارسال توسط علی قادری
آخرین مطالب

آرشیو مطالب
پيوند هاي روزانه
امکانات جانبی

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 113
بازدید دیروز : 49
بازدید هفته : 165
بازدید ماه : 164
بازدید کل : 254882
تعداد مطالب : 287
تعداد نظرات : 71
تعداد آنلاین : 1